نوروز 95 دومین عید پسر مامان
سلام نازنينمممم

عيدت مبارك عزيزدلم، الهي كه هميشه شاد و سلامت باشي و بهترين ها از آن تو باشه قشنگترين من 

امسال عيد تصميم گرفتيم كه مثل سنوات گذشته (كه البته دو سالي بود بخاطر اينكه شما اذيت نشي ازش صرفنظر كرده بوديم) براي سال تحويل با باباجون و دايي جون اينا بريم مشهد. بسيار خرسنديم كه براي اولين بار افتخار دادي قبول كردي با ماشين چنين مسافتي رو بياي و به اقتصاد خانواده كمك كردي 
البتهههه به شرطها و شروطها ... قرار شد كه بين راه تو شاهرود توقف داشته باشيم و استراحت كنيم و روز بعد به مسير ادامه بديم كه خيلي هم عالي شد و اصلا خسته نشديم. توي مسير هر جا پارك ميديدي ولو اون دور دوراااا ميگفتي سوسوسو (سرسره)، نميشد خيلي توقف كنيم ولي قرار بود كه توي شاهرود ببريمت پارك كه اونم نشد و من خيلي ناراحت شدم كه پيشت بدقول شديم
در عوض توي مشهد تلافي شو درآوردي و هر رووووز رفتي سوسوسو، تاب، انونه (الاكلنگ) 
وقتي رسيديم مامان جون و باباجون و عمو و عمه كه هفت ماه بود نديده بودنت حسابي از ديدنت و از شيرين كاري هات ذوق كرده بودن و خوشحال بودن و شما هم ماشالا از بس اجتماعي هستي خيلي زود و خوب باهاشون ارتباط برقرار ميكني
خيلي دلم ميخواست لحظه سال تحويل (كه هشت صبح بود) توي حرم باشم ولي خب نه ميخواستم صبح زود بيدارت كنم و با خودم ببرم نه طاقت اين رو داشتم كه ازت دور باشم، در نتيجه از اين خواسته صرفنظر كردم وليييي خبر نداشتم كه شما به قول بابايي هميشه برعكس خان هستي و قراره هفت صبح بيدار بشي و عليرغم تلاش هاي بنده ديگه نخوابي 

خلاصه بعد از 2-3 ساعت رفتيم حرم و براي عيد ديدني و ناهار هم رفتيم هتل پيش مامان جون اينا و خيلي خوش گذشت. توي روزهاي بعدي هم چند جا عيد ديدني و مناطق تفريحي رفتيم و بعد از 9 روز برگشتيم تهران. اين بود سفرنامه عيد امسال









نوروز 95 دومین عید پسر مامان
